تبليغاتX
صلح و دوستی

صلح و دوستی

سیمرغ

کم نیستند کسانیکه دور باطل زندگی شان به واسطه یک رویداد تاثیرگذار به طرفه العینی دستخوش تحولی عمیق شده و به نام آورانی تاریخ ساز بدل گشته اند. حر ریاحی، مولانا، ناصر خسرو و البته فرید الدین محمد عطار نیشابوری از این دسته اند.اما در این میان، عطار نیشابوری یک ویژگی منحصر بفرد دیگر هم داشته:  او هیچگاه مدح کسی را نگفته و با هیچ دربار و بارگاهی رابطه نداشته است.

 در مورد او گفته شده "روزي در دكان خود مشغول به کار بود كه درويشي به آنجا رسيد و چند بار با گفتن جمله چيزي براي خدا بدهيد از عطار كمك خواست ولي او به درويش چيزي نداد. درويش به او گفت: اي خواجه تو چگونه مي خواهي از دنيا بروي؟ عطار گفت: همانگونه كه تو از دنيا مي روي. درويش گفت: تو مانند من مي تواني بميري؟ عطار گفت: بله، درويش كاسه چوبي خود را زير سر نهاد و با گفتن كلمه الله از دنيا برفت. عطار چون اين را ديد شديدن متغير شد و از دكان خارج شد و راه زندگي خود را براي هميشه تغيير داد."

برخی محققان بر این باورند که او اول کسی بود که در ناصیه مولانا شعله عشقی الهی را دید و در مورد او چنین اظهار نظر کرد که: زود باشد که این پسر آتش در سوختگان عالم زند. از اینکه بگذریم قالب شعر و کنایه گویی او در کنار استفاده از کلام ساده و بی پیرایه در آثارش بخصوص در منطق الطیر راهگشای بسیاری از هنرمندان بوده است. او بهترین راه را برای بیان موضوعات عمیق و عرفانی، استفاده از سخنان ساده و خالی از هر گونه آرایش می دانست.

بطور مثال داستان منطق الطیر ظاهرن روایت سفر گروهی از مرغان به رهبری هدهد است که به دنبال یافتن سیمرغ، از هفت مرحله سهمگین می گذرند و در هر مرحله تعدادی از مرغان بنا به دلایل مختلف از ادامه سفر پا پس می کشند. سرانجام از آن گروه انبوه مرغان تنها سی مرغ باقی می مانند و چون به خود می نگرند در می یابند که آنچه در بیرون از خود می یافته اند (سیمرغ) اینک در وجود خود آنهاست. (سی مرغ) اما در پس این روایت، دریایی از معارف ناب عرفانی است که عطار با چیره دستی تمام به خوانندگان عرضه می دارد.

من زیان و نطق مرغان سر به سر                   با تو گفتم فهم کن ای بی خبر

در میان عاشقان مرغان درند                          کز قفس پیش از اجل بر می پرند

جمله را شرح و بیانی دیگر است                    زانکه مرغان را زبانی دیگر است

پیش سیمرغ آن کسی اکسیر ساخت              کو زبان این همه مرغان شناخت

عطار بین سالهای 513 تا 537 هجری قمری در قریه کدکن نیشابور زاده شد و به سال 627 هجری قمری به دست یک سرباز مغول، کشته شد. 25 فروردین ماه روز بزرگداشت این شاعر بزرگ و صوفی مسلک است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 12:1  توسط رضا  | 

بازگشت

درود...

انگیزه ای مبهم باعث شد که با محمل مجازی دوستی قدیمی، دیگر بار به عرصه وبلاگ نویسی باز گردم.

از او و سایر همراهان عزیزتر از جان رخصت می طلبم و به بهانه بهار، این شعر زیبا و خاطره انگیز سروده بیژن ترقی را تقدیم می کنم:

 

تا بهار دلنشین آمده سوی چمن

ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن

چون نسیم نوبهار بر آشیانم کن گذر

تا که گلباران شود کلبه ی میران من

تا بهار زندگی آمد بیا آرام جان

تا نسیم از سوی گل با من بیا دامن کشان

چون سپندم بر سر آتش نشان بنشین دمی

چون سرشکم در کنار بنشین ، نشان سوز نهان

بازا ببین در حیرتم بشکن سکوت خلوتم

چون لاله ی تنها ببین بر چهره داغ حسرتم

ای روی تو آئینه ام عشقت غم دیرینه ام

بازا چو گل در این بهار ، سر را بنه بر سینه ام

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 17:37  توسط رضا  |